? گـ ز ا ر شـ یـ ک د یـ و ا نـ گـ یـ

من و امید و ستاره

مدت ها بود که اینجا ننوشته بودم . حدود یازده ماه . اوضاع مملکت که خیلی خرابه . بدتر از پیش ولی من تلاش می کنم کمی بهتر بشم . کمی هم شده ام البته . حالا این سال نو نباید این پست خیلی هم فاجعه آمیز باشه . دوست داشتم هفت سین داشته باشم ولی نداشتم . یعنی راستش به سلیقه خودم زیاد اعتماد ندارم . اما دوست دارم امسال کارای زیادی انجام بدم . یکی شون اینکه باغبونی یاد بگیرم .

مامان من یه گرین فینگرد تموم عیارن . من و خواهرم ولی وضعیتمون به شدت وخیمه از این لحاظ . البته من علاقه دارم ولی خواهرم فکر کنم علاقه هم نداره . نکته ناراحت کننده تنها از بین رفتن و پژمردن گیاه هاست . این حس رو درباره حیوون ها هم دارم . چون از مرگشون ناراحت می شم حیوون نگه نمی دارم وگرنه بدم نمی آد ماهی یا پرنده داشته باشم . یه مدت هم رفته بودم تو خطش ولی منصرف شدم . خود خرمو خوب می شناسم . تا مدت ها درگیر می مونم . اصلا مرگ دیگری خیلی واسم بهت آور و باور ناپذیره .

خوب ، امیدوارم امسال برای خودم و همه اونایی که دوسشون دارم سال خوبی باشه . من امیدوارم و واقعا امیدوارم . به شیوه ای دیگه هم می شه زیست و من تستش می کنم .

تا بعد .

موضوع: شخصی | لينک مستقيم | نويسنده: افرا م | نظرات 1


منوچمحمود

مهرورزی های منوچ :

http://bankers.mihanblog.com/post-72.aspx

یاد بگیریم ... !

موضوع: جامعه | لينک مستقيم | نويسنده: افرا م | نظرات 1


همين !

خانم / آقاي


" خدا " ؛

با شما هستم :

تو لياقت منو نداشتي ... !

موضوع: شخصی | لينک مستقيم | نويسنده: افرا م | نظرات 1


من

افراي من ؛

درود .

الان كه اين نامه رو واست مي نويسم ، مي دونم كه احتمالا تمايلي به خوندنش نداري . گوش ات به قول معروف ، از اين حرفا پره و ديگه نمي خواي بشنوي .

افراي عزيزم ؛

خودت مي دوني كه خيلي دوستت دارم . فوق العاده زياد ، و به همين دليل هم مطمئنم كه از من نمي رنجي ، چون به حسن نيتم ايمان داري .

افراي خوب ؛

تو در همه اين سال ها آموخته اي كه بجنگي . يكه و تنها . هميشه بار رواني زندگيت ، فقط و فقط بر دوش خودت بوده و بس . هيچ كس رو نداشته اي كه بهش اتكا كني . كه سر به روي شونه اش بذاري و گريه كني . كه بدوني كه كسي هست كه مي تونه پشت و پناهت باشه .

افراي نازنينم ؛

مي دونم اين همه سال تنهايي و مبارزه ، خسته ات كرده . از پا دراومده اي . حق داري . باور كن مي فهمم كه چه حس و حالي داري . مي دوني كه چقدر نگران تو و لطحظه هاي از دست رفته و لحظه هاي احتمالا خالي و سوخت شونده ات هستم .

افراي مهربانم ؛

تو از بسياري از اطرافيانت باهوش تر و تواناتري . چرا اجازه مي دي كه بسياري از اونها از تو پيش بيفتند و تو هميشه ، در همون جايي كه بودي ، در جا بزني ؟ اين به راستي چيزيه كه از دنيا مي خواي ؟ فكر مي كني سنت بيش از حد بالا رفته ؟ فكر مي كني براي دكترا و هر گونه فعاليت سازنده ديگه ، دير شده ؟ مي دوني بزرگترين دانشمندان و هنرمندان جهان ، شاهكار هاشون رو در سنين ميان سالي و يا كهنسالي آفريده ان ؟ آيا تنها به خاطر اين كه چند نفر از بچه هاي سال هاي بالاي دكترا ، از تو كم سن و سال تر هستند ، خودت رو باخته اي ... ؟! آيا واقعا مهمه ؟ نمي دونم ، شايد باشه ، ولي آيا اين به معناي پايان زندگيه ؟ كمي فكر كن . تو هميشه جنگيده اي كه اثبات كني راهي كه برگزيده اي ، درسته . حالا چرا دست از مبارزه برداشته اي و به انفعال رو كرده اي ؟ كه هر كس كه از راه مي رسه سرزنشت كنه ؟! كه همه به خودشون اجازه بدن كه هر طور كه مي خوان با تو برخورد كنن ... ؟!

افرا !

غرورت كجا رفته ؟ اون غرور سركش و وحشي و سرد كه به هيچ كس اجازه جسارت نمي داد ؟ وقتش نيست كه به خودت بياي ؟ آره ؟ وقتش نيست ؟ تو چيزهايي كه در طي اين سال ها بهشون رسيده اي رو ، ساده به دست نياورده اي كه اينك به راحتي بخواي از دستشون بدي ! فكر كن ! اگر تا به حال تونسته اي ، از حالا به بعد هم مي توني ! به ياد بيار كه هر وقت خواسته اي ، رسيده اي . اين اصل زندگي تو بود . خسته اي و تنها ، مي فهمم ، اما الان هنگام از پا در اومدن نيست. به خدا مي فهممت افرا . به خدا مي فهمم . تو مي توني . مي دونم كه مي توني . بدون ، كه مي توني . فقط كافيه بخواي . دوباره بخواي و اون وقت ، عصاي جادويي تو دوباره قدرتشو نشون مي ده و تو ... سر زنده تر از هميشه به پيش مي ري .

فقط كافيه كه تلاش كني و تصميم گيري ، كه از اين رخوت و انفعال خارج شي . اون وقت ، " نتيجه سحرآميز افرا بودن " رو ، به تمامي درك مي كني . به تمامي ، افرا . پس بجنب . به خدا حيف توئه افرا . خودنت مي دوني از چه كساني حرف مي زنم . كساني كه اصلا از تو برتر نبوده ان ، فقط كار مردند و تلاش . تو هم مي توني . اگر اون ها تونسته ان ، تو كه حتما مي توني . بنابراين خودت رو نباز . تو حق نداري خودت رو دست كم بگيري . تو حق نداري منفعل باشي . تو حق نداري غرور جريحه دار شده ات رو بيش از اين آزار بدي . تو مي توني منحصر به فرد باشي افرا . يادته روياهاي سه - چهار سالگيت رو ؟ يادته اون انقلاب بزرگ ؟ چه بر سر اون افرا اومده ؟ افرا تو مي توني بهترين باشي . خودت مي دوني ولي مي خواي ايگنورش كني . چون بهترين بودن سخته ، زمانبره و انرژي مي خواد و تو حاضري با اين انفعال كنوني ، با ذلت ، زندگي كني ، ولي تن به برداشتن نخستين گام - سخت ترين گام - ندي ! آيا اين اون چيزيه كه تو از اين زندگي ، توقع داري ؟ اگر آره ، كه هيچ ، وگرنه ، منتظر پاسخ عملي تو به تلنگرم مي مونم و مي دونم كه پاسخ مي گيرم . يك پاسخ خوب و درخور . يك پاسخ شايان افرا .

اين رو بدون كه من دوستتم . تنها دوستت و اينكه ، هيچ كس در اين دنيا حاضر نيست دست يك آدم شكست خورده رو بگيره . تو همين حالا شاهد خيلي چيزهايي . پس بلند شو . اين وظيفه توئه كه باعث سربلندي افرا بشي . باعث شناسوندن افراي واقعي و استعدادها و توانايي هاي پايان ناپذيرش . اين وظيفه توئه كه افرا رو در دنيا جاودانه كني . تو مي توني ، افرا . تو مي توني . فقط بخواه . بلند شو . گام بردار . بدون كه پيروزي .

خوب ، من ديگه برم . زودتر پاسخم رو بده . مي دوني كه سربلندي تو ، بزرگترين آرزوي زندگي منه . پس به پاخيز و ايمان داشته باش . به خودت ايمان داشته باش دوست خوب من .

دوستت دارم افرا .

خيلي دوستت دارم .

خودت مي دوني .

هميشه دوست تو :

من .

موضوع: شخصی | لينک مستقيم | نويسنده: افرا م | نظرات 3


مانیفست

غر می زنم ، پس هستم ... !

موضوع: شخصی | لينک مستقيم | نويسنده: افرا م | نظرات 1


در من تنیدگی

دیشب شبی بود عمیقا خورد کننده . همراه با لذتی غریب و رضایتی مبهم از خود . شب امید و امیدواری ای بی بنیان . غریب شبی بود دیشب . من از این شب ها زیاد دارم و در عین حال ، همیشه از این غرابتشون شگفت زده می شم .

دیشب شب اشک بود و لبخند . شب امید در اوج نا امیدی ای دردناک . شب سبکبالی و سنگینی . شب خدا و بی خدایی . شب عود و هات چاکلت و شکلات تلخ . شب رایحه خورشید . شب چند لحظه حلال دانستن شادمانی ای هرچند مخفی و گمشده در اعماق قلب و وجود . شب پذیرفتن حق چند لحظه شاد بودن . فقط چند لحظه . " فقط " چند لحظه .

غریب شبی بود ، دیشب . نمی دونم . شب همه و هیچ  . که همه چیز هست ، بدون ژرفا و در عین حال فوق العاده عمیق . عمیق اما ناپایدار . شاید هم سطحی و ناپایدار . نمی دونم ، ولی فکر نمی کنم که سطحی بود . فکر نمی کنم . عمق داشت . اینو مطمئنم . گفتم که ، عمیق و ناپایدار .

بود . شبی بود دیشب . شبی غریب . شب همه حس های مبهم و ناشناخته و پیچیده . شب همه چیز و هیچ چیز . شب سادگی و در هم تنیدگی . شبی بود دیشب . شبی بود . شبی .

موضوع: شخصی | لينک مستقيم | نويسنده: افرا م | نظرات 2


دستا همه بالا ... !

صرف نظر از نتایج بعدی ، از رفتن دانش جعفری خوشحالم ، چون شکست مطلق اقتصادی احمدی نژاد بی نهایت آشکارتر می شه . البته اگر این مردم ساده لوح بفهمن . این مساله ، در صورت استفاده درست گروه های مختلف ، می تونه یک دست آویز عالی برای ضربه زدن به احمدی نژاد و احمدی نژادیسم که با عوام فریبی اقتصادی روی کار اومدند ، باشه . مردک احمق .

از بی لیاقتی این موجود همین بس ، که یکی از متلاطم ترین و بی ثبات ترین کابینه های دست کم پس از انقلاب رو داشته . ببینین که چقدر مدیریت ضعیفه . یعنی هیچ گونه هماهنگی ای بین اعضای دولت ، وجود نداره . البته باید گفت ، هماهنگی بین اعضا با احمدی نژاد متوهم !

هرچند از منابع موثق خبر می رسه که ایشون هنگام تدریس ، توان اداره کلاسش رو هم نداره ! به دست آورید عمق فاجعه را ... !

بگذریم .

این قدر اوضاع اقتصادی خرابه که صدای خوش چهره اصول گرا هم در اومده . گفته که تورم بالای سی درصده . تا چششون درآد این مردم ساده لوح ، که پس از خاتمی که تورم این مملکت رو با اون همه بحرانی که واسش ایجاد شد ، به نصف رسوند ، به این ... رای دادن و این مردک بی لیاقت عوام فریب دروغگوی بزدل فاسد ، با اون همه امکانات ...

به هر حال ،

باید هشیار بود و از هر فرصتی برای پروپاگاندا علیه این آدم و شیوه اندیشه اش ، استفاده کرد . باید با سیاست ، چنان قالیچه رو از زیر پاش بکشیم که جز با مغز زمین خوردن ، چاره دیگه ای نداشته باشه .

نمی دونم گاه فکر می کنم که :

باعث تاسفه . وجود ما ملت باعث تاسفه .

همین !

موضوع: جامعه | لينک مستقيم | نويسنده: افرا م | نظرات 9


چرچیل اعظم و پرس تی وی ... !

آقا من خیلی از این امیر قاسمی خوشم می آد . این آدم رسانه رو خیلی خوب می شناسه . بین کانال های ایرانی ، بهتر از دیگران کار می کنه و با سیاست کار خودش رو انجام می ده . همیشه تلاش می کنه که کلاس رسانه تحت اختیار و مدیریتش رو از یک رسانه ملقب به تلویزیون ایرانی لس آنجلسی ، بالاتر ببره . من کلیپ های نوروزی این شبکه رو خیلی دوست دارم . یعنی من با اون همه دپرسیت ( خدایی حال می کنین مصدر جعلی رو ... ؟! ) واقعا و از ته دل خندیدم ! به هر حال برام جالبه این همه دست و پا زدن امیر قاسمی برای بالا بردن پرستیژ خودش و همین طور شبکه تلویزیونیش و به بیان دیگه ، سری توی سر ها در آوردن . من خودم به شخصه از برنامه Uncut خوشم می آد . این الگو برداری مستقیم از لری کینگ و اپراه وینفری واسم جالبه . این خیز برداشتن برای تبدیل شدن به رسانه ای معتبر مث NBC و CNN دست کم در حوزه رسانه های ایرانی . این قانع نشدن به باقی موندن در سطح تلویزیون های دم دستی که نمی دونن ساعت هاشون رو چطور پر کنن و درموندن که چطور هزینه های تلویزیون رو فراهم ، و در نتیجه از انجام هیچ کار و تحمل هیچگونه حقارتی فروگذار نمی کنن .

به هر حال ، با وجود بدنام بودن امیر قاسمی و این همه حرف های نه چندان جالب ، من از این آدم خوشم می آد ! و البته با فرامرز آصف کاملا موافقم که به ایشون ، با هوشمندی ، لقب " چرچیل اعظم " رو داده !

دلم می خواست مسوولان رسانه های دولتی ایرانی کمی از این غیرت ها به خرج می دادن . چه در سطح داخلی و چه بین المللی این همه هزینه صرف رسانه های تاسیسی شون می کنن و آخرش هم هیچ ! کلاس و سطح رسانه ها این قدر پایینه که حد نداره . چه صدا و سیمای درون مرزی و چه رسانه های برون مرزی . تا به حال فکر کرده این که کانال های IRIB و PRESS TV با برنامه های مزخرف و مجریان نا آگاه ، و با اون لهجه های انگلیسی خنده آور باعث شرمندگی ، چه گلی به سرمون زده ان ، به جز حیف و میل بی حساب سرمایه های میهنی ... ؟!

ایران می تونه یک قدرت رسانه ای باشه . پتانسیلش رو داره . ولی مساله اینه که هیچ برنامه و بلند پروازی و مدیریت و دلسوزی ای وجود نداره . هیچ نوع دور اندیشی و جهانی اندیشی . فقط تبلیغات ایدئولوژیک مهمه که اون هم ، کاملا ناشیانه و مشمئز کننده ، انجام می گیره که تنها موجب ایجاد نفرت و تمسخر و تحقیر ، توسط دنیا ، نسبت به ایران و ایرانی می شه و رسانه تبدیل می شه به یک میدیای بی نهایت چیپ که حتی یک اندیشمند بزرگ بین المللی ، حاضر نیست در موردش بشنوه ، چه رسد به این که در گفتگو ها و میزگرد هاش شرکت کنه ! دریغ و دو صد دریغ که سرمایه های ما در حال تاراج شدن برای دیگرانه . برای عرب ها و ونزوئلایی ها و اکوادور ها و همه گدا گشنه های جهان در بیرون و برای خانواده های هزار فامیل و بریز و بپاش های مصداق آفتابه لگن هفت دست ، شام و نهار هیچی در داخل و این تلویزیون های مسخره که اصلا در جهت منافع ملت فعالیت نمی کنن ، در حالیکه از پول ناشی از صادر شدن منابع این آب و خاک اداره می شن ، تنها حافظ منافع گروه حاکم و عرب های وابسته به اون ها که دشمن خونین ایران و ایرانی هستن و تبدیل شده ان به ممر درآمد و بریز و بپاش و بخور بخور گروه های وابسته به حاکمیت و موجب تحقیر و تمسخر ایران .

من به راستی بر این باورم که رسانه های ما نیاز به مدیریتی دارن مثل مدیریت امیر قاسمی . کسی که دلش دست کم برای سرمایه اش بسوزه . کسی که بخواد بتونه . کسی که براش کلاس و پرستیژ و حرفه ای کار کردن مهم باشه . امیر قاسمی شاید ایران پرست نباشه با اون تبلیغ ها برای دوبی ، ولی نباید فراموش کنیم که با سرمایه شخصی کار می کنه ، و نه مثل رسانه های دولتی ما با پول یک ملت که در نهایت  نه تنها هیچ اهمیتی به منافع اونها داده نمی شه ، بلکه به ضرر اونها و مرز و بوم پرگهرشون تموم می شه و صرف پیشبرد اهداف بدترین دشمنانشون .

من از علیرضا امیر قاسمی خوشم می آد .

همین ! 

 

موضوع: جامعه | لينک مستقيم | نويسنده: افرا م | نظرات 3


گزارش یک خیانت

دکتر علیرضا نوری زاده ، وقتی در صدد نفی حداد عادل کنونی بر می آد ، یه فلش بک به گذشته می زنه و از زمانی تعریف می کنه که به گفته اون ، حداد انسانی بوده به دنبال علم و دانش و معرفت و آدم حسابی به بیانی مختصر .

نمی دونم ، نمی دونم من اشتباهی از این مردک متنفرم و یا آقای دکتر نوری زاده کتاب های درسی تاریخ و مدنی و شاید اجتماعی دوران کودکی ما رو نخونده ان . آدمی مثل حداد یک خائنه . یه خائن تموم عیار . نه تنها خودش ، بلکه کل سیستم . وگرنه چه دلیلی داره که من هم نسل انقلاب ، این قدر بی هویت باشم و بی پشتوانه و در یک کلام : سطحی  ... ؟ هندی ها مثلی کهن دارن به این مضمون که سواد برای زن ، مثل گذاشتن چاقو در دستان میمون مسته . یه همچین چیزی . اگر بخوایم قائل به درستی چنین مثلی باشیم ، باید بپذیریم که حداد ، مثال بارز مصداق مذکر این جمله است !

همین .

موضوع: جامعه | لينک مستقيم | نويسنده: افرا م | نظرات 1


اسپارتاکوس

می دونین بخش جالب قضیه کجاست ... ؟! در عجب بودن همیشگی من از قدرت شوینده های خارجی !

معجزه می کنن واقعا ! نمی دونم چطور و با چه استانداردی ساخته می شن که همین که ازشون استفاده می کنی ، همه چیزو پاک پاک می کنن و از بین می برن . همه چیزو . انگار نه انگار که پیش از اون چیزی بوده که دیگه رد و اثری ازش به جای نمونده . پاک پاک . من به راستی شگفت زده می شم از قدرت این شوینده های خارجی . ظاهرا اون قدر قدرتمندن که هرکس تو دیار غربت یه بار ازشون استفاده کنه ، پاک پاک می شه . پاک پاک . انگار نه انگار که قبلا چیزی وجود داشته که بر اثر شستشو از بین رفته . انگار نه انگار که این شوینده های قدرتمند ، خیلی ساده ، پسمونده های چرکین وجود یه آدم رو از بین برده ان و دیگه حتی ردی هم از اون ها به جا نذاشته ان . جدا عجب قدرتی دارن این شوینده های خارجی . اون قدر قدرت پاک کنندگیشون زیاده که پاک پاک می کنن . انگار نه انگار که پیش از اون ، آدمی ، آدم دیگه ای وجود داشته ...

همین .

موضوع: جامعه | لينک مستقيم | نويسنده: افرا م | نظرات 2